اول اینکه شب یلداتون مبارک! ما هم امشب تو خوابگاه جشنی داشتیم واسه خودمون. البته به دلیل وجود یه سری stuff در جشن نمی تونم عکس بذارم چون بابام هم به وبلاگم سر میزنه!! ولی در همین حد بگم که حسابی تا خرخره خوردیم و زدیم و رقصیدیم و … !
از شب یلدا که بگذریم امروز اولین روز پیاده سازی برنامه ریزیم بود! (پدرم در اومد تا این جمله قبلی رو بگم! البته هنوز هم مطمئن نیستم گرامری درست باشه!) برنامه ای که نوشتم بر مبنای توضیحات مدیریت زمان MIT هست! خیلی نکات جالبی گفته بود که اگه شما هم مثل من خیلی وقتتون رو تلف میکنید پیشنهاد میکنم یه سر به وبسایتش (اینجا) بزنید.
صبح امروز (البته باز صبح دیروز !!) کلاس محاسبات و سیستم عامل داشتم. اولی رو که فقط واسه حضور غیابش رفتم ولی OS بد نبود. یه سری از بچه ها هم که هر روز بیشتر سطح پایین فکریشون رو به رخ میکشن! همونایی که من بهشون میگم انسان های low level !! بگذریم! بعدش هم رفتم دانشکده متال چون ( با صدای بم بخونید) دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران ( با صدای معمولی بخونید) جای کافی واسه حتی نشستن نداره چه برسه به درس خوندن! یه کم روی پروژه ی سیستم عامل کار کردم که تموم شد فقط یه باگ کوچولوش مونده! با رفقا هم یه کم بسکت زدیم! بعدش هم برگشتم دانشکده خودمون pes بازی کردیم. یه دونه ایمیل هم میخواستم بزنم به آدم خارجی که میلش گیر نیومد و بیخیال شدم!
همین! فعلا!!
