ورود ممنوع !

یکی از وبلاگ های وبلاگستان که خیلی از استایل و مطالبش خوشم میاد وبلاگ oldestfashion است. گذشته از مطالب زیبا و لحن زیباتر نویسنده , تگ بندی جدید او برای مطالب واقعا من رو جذب کرد. من نیز از این روش کپی زده و از این به بعد بعضی پست ها را در تگ های خاصی ارسال می کنم. مثلا تگ ورود ممنوع برای نوشتن مسائل شخصی و احساسی نویسنده است پس اگر جنبه اش را ندارید ورود ممنوع !
در ادامه مطلب این ماجرا را دنبال کنید…
خب! ورود ممنوع اول را اختصاص می دهیم به یک خواب ناجوانمردانه!
طرف بعد از یه روز پرکار تو دانشگاه و 1 ساعت دویدن بلا نسبت مثل اسب! در درس تربیت بدنی, ساعت 4 عصر با کلی بدبختی خودش رو به خوابگاه میرسونه تا 2 ساعتی رو با فراغ خاطر در تخت خواب تقریبا بمیره! خب تا اینجا همه چیز هم بد نیست اما از شانس بد , طرف خواب میبینه که یک موجود ترسناک شبیه موجودات فیلمی که دیشب تماشا کرده داره تعقیبش میکنه و او هم راهی جز فرار نداره! و از اونجایی که در این فیلم ها همیشه کارگردان طرفداره هیولاست ,هیچ راهی جز دویدن برای نجات نیست!

حال پس از 2 ساعت که هیولا نهایتا طرف رو میگیره , ناگهان از خواب میپره و نفس راحتی میکشه! غافل از اینکه در تمام عضلات بدنش احساس خستگی مفرطی میکنه! انگار که انقباض و انبساط عضلات در خواب هم رخ میده! این جاست که طرف ما میگه…. (به دلایلی این قسمت حذف میشود!)
